السيد الطباطبائي
25
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
روش ، سيره ، طبيعت ، سرشت ، شريعت . طريقه و روش خاص بر خود گرفتن ، تابع هواى نفس بودن و به هر مذهبى تابع شدن و امثال اين معانى در مادّهء « سنت » به كار رفته است . اين بود خلاصهء معانى كه در مادهء « ادب و سنت » استعمال شده است ؛ ولى معنايى كه به مناسبت موضوع بحث در اينجا بايد گفت اين است : هر كارى كه مورد پسند دين و يا عقل است ، اگر به زيباترين و به بهترين وجهى انجام گيرد ، آن را « ادب » گويند . انسان با ادب ، كسى است كه كارها و حركات وى به زيباترين و لطيفترين وجه انجام گرفته و واقع شود . و اما به صفاتى كه مربوط به صفاى روح و كمال نفس است و به باطن انسان ارتباط دارد ، مانند : سخاوت ، شجاعت ، عدالت ، عفو ، ترحم و ساير صفات انسانى آن را « اخلاق » گويند . به عبارت ديگر ، ادب از صفات فعل انسانى است در خارج ، ولى « اخلاق » از صفات نفس است در باطن ، و در عين حال اين دو معنا با هم متلازماند . بنابراين به افعالى كه در دين و در پيش عقلا پسنديده نيست ، مانند : ظلم ، خيانت ، دروغ ، بخل ، حسد و امثال آن و همچنين به افعالى كه از اختيار انسان خارج است ، « آداب » گفتن در آنها صحيح نخواهد بود . سنت نيز از صفات فعل انسان است ، با اين فرق كه « سنت » اعم از « ادب » است ؛ يعنى هم به روشهاى خوب « سنت » گفته مىشود و هم به روشهاى بد ، ولى « ادب » هميشه خوب است و آن ظرافت و زيبايى فعل انسان است . « ادب » مورد ستايش خاص و عام قرار گرفته . شعرا ، ادبا ، دانشمندان همه و همه آن را ستوده و از آن تعريف و تمجيد نمودهاند . پيش ارباب خرد مايهء ايمان ادب است * لاجرم پيشه مردان سخندان ادب است بى « ادب » را به سماوات بقا منزل نيست * در سماوات بقا منزل مردان ادب است